الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
59
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
الحسين ( ع ) بوده است . 3 - اسيد بن صفوان يار رسول خدا ( ص ) گويد روزى كه امير المؤمنين وفات كرد كوفه از فرياد گريه لرزان شد و مردم از خود بى خود شدند چون روزى كه پيغمبر از دنيا رفته بود يك مردى گريان و شتابان و انا لله . . گويان مىآمد و ميگفت امروز خلافت نبوت بريده شد آمد تا ايستاد بر در آن خانه اى كه امير المؤمنين عليه السلام در آن بود ، و گفت : خدا رحمتت كند اى ابو الحسن تو در اسلام اول مردم بودى در ايمان از همه مخلصتر و در يقين محكمتر و از خدا ترسانتر ، از همه رنجبرتر و از همه پيغمبر را نگهدارتر و بر اصحاب او از همه امينتر ، در مناقب از همه فاضلتر و در كرامت از همه سابقتر و در مقام از همه بلندتر و به پيغمبر از همه نزديكتر و به او شبيه تر در رهبرى و اخلاق و رخساره و افعال ، در منزلت اشرف همه بودى و در قدر از همه گراميتر خدا تو را از اسلام و رسول خود و مسلمانان پاداش نيك دهد آنگاه كه اصحابش ناتوان ميشدند تو قيام نيرومند بودى و چون بر جا مىنشستند تو بمبارزه دشمن ميرفتى و آنگاه كه سست ميشدند تو قيام ميكردى ، چون اصحابش دل بتشويش ميشدند تو روش رسول خدا را ملازم بودى ، تو براستى خليفه او بودى كسى را حق تنازعى با او نبود و همطراز او نبود مرغم منافقان و خشم كافران و بد آمد حاسدان و خوارى فاسقان تو بودى كه چون وارفتند بپاخاستى و چون در ماندند سخن گفتى و اگر پيرو تو بودند راهبرى ميشدند آوازت از همه نرمتر نيرويت از همه برتر سخنت از همه بجاتر و گفتارت از همه درستتر و رأيت از همه بيشتر و دولت از همه شجاعتر و يقينت از همه محكمتر و كارت از همه بهتر و بامور از همه